بازخوانی مرغ سحر!
مثل خیلی چیزهای دیگه تو این ملک که یا اشتباه فهمیده می شن یا جعل می شن و به خورد خلق اله داده می شن(که البته همه وهمه ریشه در بی سوادی ما داره ..دقت کنید بی سوادی با بی مدرکی فرق بزرگی داره)این شاهکار ادبی و هنری هم به صورت نصفه نیمه عرضه شده و البته نیمه ی دومش که حرف حساب هاشم تو ی همون نیمه هست سانسور شده وکسی هم نپرسیده و تحقیقی هم نکرده و... متن کامل مرغ سحر درپی می آید تقدیم به همه ی آنانی که عاشق حقیقتند و فارغ از مصلحت و اهل پژوهش!
مرغ سحر ناله سر کن ……………. داغ مرا تازه تر کن!
زآه شرر بار ، این قفس را ………… برشکن و زیر و زبر کن
بلبل پر بسته ز کنجه قفس درآ ….. نغمه آزادی نوع بشر سرا
وز نفسی عرصه این خاك توده را .. پر شرر كن !
ظلم ظالم ، جور صیاد ……………….. آشیانم داده بر باد
ای خدا ، ای فلك ، ای طبیعت ………. شام تاریك ما را سحر كن
نوبهار است ، گل به بار است ………. ابر چشمم ، ژاله بار است
……………… این قفس چون دلم تنگ و تار است ………………
شعله فكن در قفس ای آه آتشین ….. دست طبیعت گل عمر مرا مچین
جانب عاشق نگه ای تازه گل از این … بیشتر كن ، بیشتر كن ، بیشتر كن
مرغ بی دل ، شرح هجران …………… مختصر ، مختصر كن ، مختصر كن
عمر حقیقت به سر شد …………….. عهد و وفا بی اثر شد
ناله عاشق ، ناز معشوق …………… هر دو دروغ و بی ثمر شد
راستی و مهر و محبت فسانه شد ….. قول و شرافت همگی از میانه شد
از پی دزدی ، وطن و دین بهانه شد .. دیده تر كن!
جور مالك ، ظلم ارباب ………………. زارع از غم گشته بی تاب
ساغر اغنیا پر می ناب ……………… جام ما پر ز خون جگر شد
ای دل تنگ ناله سر كن …………….. از مساوات صرف نظر كن
ساقی گلچهره بده آب آتشین …….. پرده دلكش بزن ای یار دلنشین
…………………… ناله بر آر از قفس ای بلبل حزین ……………………
كز غم تو ، سینه من ……………….پر شرر شد ، پر شرر شد
