تبليغاتX
آتشکده خاموش

آتشکده خاموش

... په چه وابی!؟

انوشه روا ن باد فردوسی کبیر

 

چو با تخت منبر برابر شود
همه نام بوبکر و عمر شود

تبه گردد این رنج های دراز

نشیبی دراز است پیش فراز

کشاورز جنگی شود بی هنر
نژاد بزرگی نیاید به بر

رباید همی این از آن آن از این
ز نفرین ندانند باز آفرین

نهانی بتر ز آشکارا شود
دل مردمان سنگ خارا شود

بد اندیش گردد پدر بر پسر
پسر همچنین بر پدر چاره گر

زیان کسان از پی سود خویش

بجویند و دین اندر آرند پیش

شود بندهء بی هنر شهریار
نژاد بزرگی نیاید بکار

بگیتی نماند کسی را وفا
روان و زبانها شود پر جفا

از ایران و از ترک وز تازیان
نژادی پدید آید اندر میان

نه دهقان نه ترک و نه تازی بود
سخنها بکردار بازی بود

همه گنجها زیر دامن نهند
بمیرند و کوشش به دشمن نهند

مرا کاشکی این خرد نیستی
گر آگاهی روز بد نیستی

چو بسیار ازین داستان بگذرد

کسی سوی آزادگی ننگرد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 10:26  توسط کابنگرو  | 

مردمان عجیب!

 

بی شک مردمان عجيبي هستيم ! از يک طرف عرب ستيز ترين ملت گيتي هستيم و از طرف ديگر گذرنامه هاي تک تکمان ممهور است به مهر سفارت امارات متحده ي عربي در جواني ! از آن طرف دم زدن از وطن پرستي و تمدن 2500 ساله مان گوش فلک را کر کرده و از اين طرف به سختي توان جمع کردن يک ميليون امضا براي جلوگيري از تغيير نام خليج فارس را داريم در همان حال که به راحتي نيم ميليون پيامک در يک ساعت براي عادل فردوسي پور و برنامه اش مي فرستیم......

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 9:29  توسط کابنگرو  | 

بی عنوان برای دلم!

ساده

می میریم

***

یاخته های سکوت

راه شب را

ادامه می دهند

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:11  توسط کابنگرو  | 

مطالب قدیمی‌تر