تبليغاتX
آتشکده خاموش

آتشکده خاموش

... په چه وابی!؟

از نخستین برادری...

هرگاه می خواهم از فرهنگ و داشته ها ی معنوی تبار جلیلمان وتمدن ایران بزرگ سخنی بگویم  دردی از رنجهای مبتلابه روزگاری که بر مدار لعنتی روزمرگی  می چرخد  ذهن  و  زبانم را به  سمت  خود  می گرداند از آنجمله موضوع انتخابات است صرفنظر ازچرایی آن و بحث هزینه و فایده درد من از این است که تشتت و تفرقه ی تاریخی چه وقت  از  میان  ایل ما رخت خواهد بست وجای خود را به اتحاد خواهد داد به غیر از استان چهارمحال که آنهم جای بحث دارد سایر شهرو استانهای مجاور که جمعیت قابل ملاحظه ای بختیاری در خود جای داده اند  نیز شاهد این تفرقه و چند دسته گی اند هیچ می دانید شوشتر؛دزفول؛اصفهان؛زرین شهر؛ نجف آبادوحومه؛فلاورجان و حومه و.. چه جمعیت کثیری از  بختیاری را دربر دارند؟!یک سوال ساده این است :چرا  در  معادلات سیاسی  منطقه  هیچ  نقشی  به  ایشان  داده     نمی شود؟آیا  اصولا  نقش  هم به مثابه حق دادنی است یا گرفتنی؟تا کی  باید  غرزد  و  این  و آن را و زمین و آسمان را مقصر دانست؟به عنوان یک نمونه ی فرارو در شاهین شهر اصفهان با جمعیتی بالغ بر 200.000نفر  چیزی  معادل  120الی 140 هزار نفر  یعنی تقریبا 60الی70درصد کل شهروندان بختیاری  هستندبا اینهمه اما در 15 سال اخیر که شاکله ی  جمعیت شهری  به نفع   خوزستانی ها و بالاخص بختیاریها تغییر کرده شاهدیم که آفت تفرقه و خودکم بینی و یا بزرگبینی گریبان هم تباران ساکن این منطقه راهم گرفته چنانچه در هر دوره 10الی15 بختیاری کاندید  می گردند  و در  پایان  این کاندیدای اصطلاحا <<ایلاقی>> است که با استفاده از تشتت آرا و چند دستگی ما پا به مجلس یا شورای شهر می گذاردو  اینچنین  است که  با وجود جمعیت 70درصدی هیچ نقشی به بختیاریها در این شهر داده نشده وبه بیان بهتر ما نخواسته ایم که  نقشی داشته  باشیم  چرا  که  هر یک از کاندیدهای بختیاری صرفنظر از تخصص و شایستگی های لازمه خود را و فقط خودرا محق و اصلح بر  دیگران  می داند  و  این همان درد تاریخی است که برادر کشیها و جنگهای بی فرجامی که پشت ایل را خم کرد در  پی داشته  و  امروز  به شکل دیگری و به   هیئت  امروزی     رخ   می نماید.

آیا هرگز از خود سوال کرده ایم که بختیاری با وجود اینکه فاتح تهران واصفهان و واضع مشروطه  وناظم ایران بود چه شد که ناگهان از صفحه ی سیاست ایران محو و حذف گردید و به قهقرا رفت؟؟...

جعفرقلی خان اسعد به دست پزشک احمدی در زندان قصر شهید شد به همان دلیل که شیرعلی مردان در همان زندان تیرباران شده بود به همان دلیل که حسین قلی خان ایلخانی به   دست    عمال     ظل السطان در اصفهان خفه شد به همان دلیل که رستم بختیاری آعلی داد خدر سهر با خنجر امامقلی خان در خون خود غلطید به همان دلیل که محمد تقی خان کیانرثی ایل خان مقتدر بختیاری در محبس فتحعلی خان آن مغول قاجار بی خاصیت پوسید و جان داد به همان دلیل که....پسر آدم به دست برادرش کشته شد تا اولین حسادت و اولین خودخواهی با نخستین برادری و همخونی و همتباری عجین باشد...از ابتدای تاریخ تا امروز!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 15:34  توسط کابنگرو  |